مرتضى راوندى

230

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

زبان تو دايم همان گويد كه بر آن رانى . كه گفته‌اند : هركه را زبان خوشتر هنر بيشتر ، و با همه هنر ، جهد كن تا سخن برجا گويى ، اگرچه سخن خوب گويى و نه برجا بود ، زشت نمايد . و از سخن كارافزاى خاموشى گزين ، كه سخن بىسود همه زيان باشد ، سخن كه ازو بوى هنر نيايد ناگفته به ، كه حكما سخن را تمثيل به نبيذ « 1 » كرده‌اند ، كه از وى مستى و كيفيت ، و هم از آن خمار ، و زنهار سخن ناپرسيده نگويى و از گفتار خيره پرهيز كنى و چون پرسند جز راست مگوى و تا نخواهند ، كس را نصيحت مكن و پند مده ، خاصه آنكس را كه پند نشنود ، برملا پند مده ، كه گفته‌اند : ( النّصيحة بين الملا تقريع ) « 2 » اگر كسى به كژى برآمده باشد ، گرد راست كردن او مگرد ، كه نتوانى ، كه درختى به كژى برآمده و شاخ زده و بالا گرفته ، جز به بريدن و تراشيدن راست نگردد ، و چنان كه به سخن نيكو بخل نكنى ، اگر طاقت باشد ، به عطاى مال بخل مكن ، كه مردم فريفتهء مال بيشتر شوند كه فريفتهء سخن ، و از جاى تهمت‌زده به پرهيز و از يار بدآموز بدانديش بگريز و به خويشتن در غلط مشو و خود را به‌جايى نه كه اگر بجويند همانجا بيابند ، تا شرمسار نگردى ، و خود را از آنجا طلب كه نهاده باشى تا بازيابى و به غم مردمان شادى مكن تا مردمان به غم تو شادى نكنند . و داد بده تا داد بيابى ، و خوب گوى تا خوب شنوى و اندر شورستان تخم مكار كه بر ندهد . و بر مردم ناسپاس نيكى كردن ، تخم به شورستان درافكندن باشد ، و نيكى از سزاوار نيك دريغ مدار و نيكى آموز باشد كه گفته‌اند : ( الدّال على الخير كفاعله « 3 » ) و بدان‌كه ، نيكىكننده و فرماينده ، دو برادرند كه پيوند ايشان را زمانه نگسلد ، بر نيكى كردن پشيمان مباش ، كه جزاى نيكى و بدى هم درين جهان به تو رسد ، و چون با كسى نيكويى كنى ، بنگر ، كه در وقت نيكويى كردن ، هم چندان راحت كه بدان كس رسد ، در دل تو راحت و خوشى پديد آيد ، و اگر با كسى بدى كنى ، هم‌چندان رنج كه به دو رسد در دل تو ضجرت « 4 » و گرانى رسيده باشد ، چون به حقيقت بنگرى ، بىضجرت تو ، رنج از تو به كس نرسد ، و بىخوشى تو ، از تو راحت به كس نرسد ، پس درست شد كه مكافات نيكى و بدى هم در اين جهان يا بى پيش از آنكه بدان جهان رسى . و اين سخن را كس منكر نتواند شد ، كه هركه در عمر خود با كسى نيكى و بدى كرده است ، داند كه من بدين سخن برحقّم ، پس تا توانى نيكى از كس دريغ مدار ، كه آن نيكى

--> ( 1 ) . شراب ( 2 ) . آشكارا نصيحت كردن نوعى ملامت و سرزنش كردن است . ( 3 ) . هركس به كار خير رهنما باشد چون كسى است كه عمل نيكى انجام داده است . ( 4 ) . ناراحتى و اندوه